-من نمیام خودت برو جواب رو بگیر-باشه-بهتر بود خودت هم می اومدی بهتر بودآقای دکتر....جواب آزمایشتون....-ببخشید خانوم جواب آزمایش مارو میدید-چه آزمایشی؟-آزمایش بارداری-جوابش...مثبته-واقعا.... وای خدا شکرت-جی اون مژده بده...جواب آزمایش مثبت بود من دارم پدر میشم-واقعا.....-تو همیشه دوست داشتی بچمون تو ژاپن دنیا بیاد... پس میریم ژاپن تا یک سال-من سر راه تو رو میزارم خونه اماده بشی من هم برم بلیط بگیرم-باشهمسافرین محترم پرواز شماره ی 15 به مقصد مالزی....-خانوم ببخشید...دو تا بلیط ژاپن میدید-بلیط هاتون رو لطف کنید-بفرمایید-یه لحظه...بفرمایید این هم بیلط هاتون-ممنون-جی اون زود باش یک ساعت دیگه پرواز داریم-من اماده هستم...بریممسافرین محترم پرواز شماره ی 12 به مقصد ژاپن لطفا...-فکر میکنم دیگه اینجا رو نمیبینم-اینطوری نگو جی اون فقط یکسال اونجا هستممسافرین محترم لطفا کمربند های خودتون رو...راوی:بعد از دوساعت به ژاپن رسیدند به شهر هیروشیمایکسال بعد...راوی:روز 6 اوت سال 1954 صبح ساعت 8 ....-عزیزم زود باش-باشه الان اومدم-من رفتم ماشین رو بیارمناگهان صدایی......ممنون که تا اینجا رمان با همراه بودید منتظر قسمت دوم باشید
قسمت دوم رمان(فرشته ها باهم می آیند)...
ما را در سایت قسمت دوم رمان(فرشته ها باهم می آیند) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 96